بیش از دو هزار سال از آن روزگار میگذرد، اما فلسطین هنوز عرصه مبارزه است و مبارزان، از شیخ احمد یاسین گرفته تا رنتیسی و سیدعباس موسوی و عماد مغنیه و یحیی سنوار و سیدحسن نصرالله و صدها و هزاران مجاهد دیگر، همان راه را میروند.
خون امام حسین علیهالسلام نیز از آن خونها بود که از روی ستم بر زمین داغ و تفتیده کربلا ریخت. جرمش آن بود که همچون یحیی در برابر طاغوت زمانه سر خم نکرد و از موضع حق عقب ننشست. یزید، سرمست از این جنایت، گمان میکرد به پیروزی بزرگی دست یافته، اما خون حسین علیهالسلام در قلب آزادگان عالم چنان جوشید و جوشید که امروز، پس از ۱۴۰۰ سال، چهار گوشه عالم مردمانی هستند که به راه و منش او اقتدا کرده و آن مرد خدا و سلاله نبوت و امامت، امروز از روزگار خود بسیار زندهتر است.
همانگونه که خون یحیی و حسین علیهالسلام سرآغاز فصلی نو در تاریخ مقاومت و مبارزه شدند، نهم اسفندماه سال ۱۴۰۴ نیز خونی بر زمین ریخت که در دفتر درخشان و پرافتخار مبارزه، فصلی تازه را رقم زد و سرمشقی بیبدیل در برابر دیدگان آزادگان و مستضعفان جهان نهاد تا در برابر استکبار نهراسند و پا پس نکشند، حتی اگر بهای این ایستادن، نثار خون باشد.
شجاعت، صداقت و اخلاص به خون برکت میدهد و خامنهای شهید، هر سه را داشت. هم او که سال ۱۳۶۷ و پیش از آن که سکان انقلاب را به دست بگیرد، گفته بود: «اولین و بزرگترین درس محرّم این است که نشان داد که کسی در حدّ عظمتِ شخصیّتِ حسینبنعلی، فرزندانش را، زنان و دختران و ناموس الهی و حرم پیغمبر را، همه را برداشت آورد به قربانگاه. این درسی است که هر انسان مؤمن به خدا و اسلام را باید به تکلیفش آشنا کند که آنجایی که پای دفاع از اسلام در میان است، حتّی عزیزترین جانها هم باید خودشان را آمادهی قربانی شدن کنند.» و در این ۳۷ سال نشان داد به آنچه میگوید، از عمق جان معتقد و عامل است.
اشک و ماتم این محرم برای ما طعم دیگری دارد. این نخستین تاسوعا و عاشورای بدون اوست، اما خون او همچنان میجوشد و راه را به ما نشان میدهد. همچون خون یحیی، همچون خون حسین علیهالسلام.
منبع: سایت رهبر شهید
شهادت رهبر معظم انقلاب در دنیای معاصر بار دیگر یادآور شهادت خوبان و صالحان به دست کوردلان دنیاپرست در طول تاریخ شد.
در احادیث آمده است که امام حسین علیهالسلام در مسیر کربلا در هیچ منزلی متوقف نشد یا آنجا را ترک نکرد، مگر آنکه از یحیای نبی یاد کرد. یحیی، همان پیامبری که در فلسطین و شامات به نبوت رسید و زندگیاش سراسر مبارزه بود و در نهایت، به جرم ایستادن بر حق و نهراسیدن از طاغوت و عقبنشینی نکردن از حکم خدا، در برابر تهدید و تطمیع حاکم جائر زمانه خویش، سر از تنش جدا کردند و در برخی روایتها آمده است که قطرهای از خون او بر زمین ریخت و جوشید و هر چه کردند بند نیامد تا سالها بعد که تمام عاملان و راضیان به این جنایت بزرگ، تقاص پس دادند. گویی آن خون در ظاهر بند آمد، اما در واقع به صورتهای دیگری جوشید و جوشید.