دکتر فتح‌اسادات رهنما

اولین کتاب من با عنوان «شعله‌های جاویدان» یک اثر ادبی است که سال ۱۳۶۹ در تبریز به چاپ رسید و شامل دو بخش پندآموز و همچنین گردآوری سخنان بزرگان دین، فرهنگ، عرفان و ادبیات است.

زندگی او در یک کلمه خلاصه می‌شود. «ایثار»؛ واژه‌ای که هم در فعالیت پژوهشی او که باایمنی و کاهش خطرات پیشگیرانه عیان است و هم در از خودگذشتگی و دلسوزی شب‌های بی‌پایان برای رسیدگی به مجروحان شیمیایی. خانم رهنما با وجود آنکه اکنون دوران بازنشستگی را سپری می‌کند، این ایام را هم نه یک فراغت، که فرصتی برای خودسازی و کتابخوانی می‌داند. گفت و گوی او که روایتی زنده از پیوند پژوهش، ایمنی، فرهنگ و خدمت است؛ در ادامه می‌آید:

لطفا ابتدا خودتان را معرفی کنید و از سوابق‌تان در صنعت نفت بگویید.

فتح‌السادات رهنما/ متولد ۳۰خرداد ۱۳۴۰ اهل مراغه شهری در نزدیکی تبریز هستم. در سال ۱۳۵۸ با معدل ۱۹ دیپلم گرفتم و همان سال پرستاری (نرسینگ) دانشگاه پزشکی تبریز قبول شدم. با این وجود رشته مورد علاقه من حرفه پدرم یعنی داروسازی بود که هیچ گاه شرایط برای انجام آن فراهم نشد و پس از آن تحصیل را تا مقطع Phd در رشته مدیریت آینده پژوهی ادامه دادم و در تمام دوران تحصیل شاگرد اول بودم. تجربه من در صنعت نفت با بهداشت و درمان آغاز شد و پس از آن با مسئولیت امور آموزشی و پژوهشی تا زمان بازنشستگی پایان یافت.

شخصیت فرهنگی پژوهشی شما متاثر از چیست؟

من در خانواده‌ای فرهیخته و فرهنگی بزرگ شدم که اهل مطالعه و کتاب بودند. پدرم همان دوران سال‌های ۱۳۲۳ مدیر روزنامه «ندای رهنما» بود و منزل پدری همیشه یک ساختمان مملو از کتاب و آرشیو روزنامه‌ها و مجلاتی بود که هر دم ظهر من را به سمت تورق آن‌ها می‌کشاند.

پس اولین کتاب‌هایی که مطالعه کردید را هم به خاطر دارید.

همان قصه‌های دوران کودکی مثل هزار و یک شب بود. هنوز در خاطرم باقی مانده است. بعد از آن کتاب علاقمندی من در زندگی شد و هنوز این سنت در زندگی‌ام زنده مانده است.

اولین تجربه کاری شما با صنعت نفت آغاز شد؟

تجربه نخست من در کار تدریس در زمینه پیراپزشکی، پرستاری و مامایی در دانشگاه آزاد تبریز بود. در صنعت نفت ابتدا مسئول بهداشت و بعد از آن، مسئولیت‌هایی همچون مسئول راه اندازی امور طب صنعتی، مسئول اسناد و نسخ بهداشت و درمان شمال‌غرب کشور، مسئول امور قرارداد و درمان شمالغرب کشور، رییس آموزش و پژوهش بهداشت و درمان شمال‌غرب کشور را عهده دار شدم.

از جمله اقدام‌های شاخص شما یک کار پژوهشی در پالایشگاه تبریز بوده است. لطفا درباره آن بیشتر توضیح دهید؟

این اقدام پژوهشی تحقیقاتی با موضوع حوادث ناشی از کار در پالایشگاه تبریز در مقطع زمانی ۱۵ساله بود که با ارائه آمار و ارقام مستند علمی در زمینه طب صنعتی و بهداشت حرفه‌ای همراه بود، با وجود آنکه دسترسی به آمار و ارقام شرکت‌ها آسان نیست. خوشبختانه همکاری بسیاری مناسبی با بنده صورت گرفت که حاصل آن نتایج ارزنده این کار پژوهشی بود که پالایشگاه تبریز به واسطه‌ی آن ISO۱۸۰۰۱ را دریافت کرد. همچنین از سوی مدیرعامل وقت پالایشگاه تقدیر نامه‌ای دریافت کردم. خاطرم هست در آن ایام یک تیم از موسسه (DNV) کشور نروژ به ایران آمده بود که نتایج این پژوهش بسیار مورد توجه‌شان قرار گرفت.

علت انتخاب این موضوع پژوهشی چه بود؟

از دغدغه‌های اصلی من در دوران کار موضوع ایمنی، طب صنعتی و بهداشت حرفه‌ای بوده است. به این دلیل که موضوعات و مشکلات ناشی از حوادث کار را بسیار می‌شنیدم و از آن متاثر می‌شدم؛ بسیار علاقه‌مند بودم که اقدام‌های پیشگیرانه برای آن انجام دهم از همین رو این موضوع را انتخاب کردم، البته آن زمان ۳۵ سال سن داشتم و بسیار با انگیزه بودم.

آیا نتایج این تحقیق در قالب کتاب منتشر شد؟

با وجود آن که نتایج آن بسیار مهم و کارساز است و می‌تواند درس آموز برای بخش‌های مختلف صنعت باشد، اما فرصت انتشار آن در قالب کتاب تاکنون فراهم نشده است.

به شکل عملی هم در حوزه‌های ایمنی و بهداشت حرفه‌ای تجربه‌ای داشته‌اید؟

تنها تجربه‌ من به قبل از انجام این پژوهش پالایشگاه تبریز برمی‌گردد؛ زمانی که ۲۳ سال سن داشتم به واسطه‌ شغل همسرم که رئیس بیمارستان‌های صحرایی در دوران جنگ بود، من هم به شکل داوطلبانه سرپرست مجروحان شیمیایی در بیمارستان شهید قاضی طباطبایی در تبریز شدم که به مدت یکسال شبانه روز در جمع آنها بودم و باید یاد آوری کنم که آن زمان هنوز از تجهیزاتی مثل ماسک، گان، روکش کفش و از این قبیل خبری نبود؛ این ابتکار را به خرج دادم، یک خیاط آوردم و با پارچه‌های سبز ماسک‌های چند لایه، روکش، گان دوخته و در اختیار کادر درمان، مراجعین، خانواده مجروحین قرار گرفت.

با توجه به تماس و حضور شما در جمع مجروحان شیمیای مشکلی برای شما ایجاد نشد؟

آثار شیمیایی ناشی از آن زمان به تازگی در ریه‌هایم مشخص شده و خیلی نمی‌توانم در فضای بسته بمانم.

به هر حال این تجربه‌ آسانی نبوده است. از این که داوطلب این کار در زمان جنگ شدید پشیمان نیستید؟

وقتی به گذشته فکر می‌کنم احساس آرامش، آسودگی و رضایت دارم. فکر می‌کنم هدف از خلقت هر انسانی مشخص است رسالت من هم در آن مقطع انجام این کار خیر بوده است. البته باید بگویم در آن زمان به آموزش یک جمع ۱۵ نفری از خود مجروحان شیمیایی حاضر در بیمارستان پرداخته و از آنها در درمان مجروحان استفاده می‌کردم. یکی از شیرین‌ترین لحظات من در زندگی به همان یک سال حضور در جمع مجروحان شیمیایی خلاصه می‌شود.

چه زمانی بازنشست شدید؟

سال ۹۵ در سن ۵۵ سالگی بازنشست شدم.

شما دست به قلم هستید لطفا کتاب‌های خود را معرفی کنید؟

اولین کتاب من با عنوان «شعله‌های جاویدان» یک اثر ادبی است که سال ۱۳۶۹ در تبریز به چاپ رسید و شامل دو بخش پندآموز و همچنین گردآوری سخنان بزرگان دین، فرهنگ، عرفان و ادبیات است. در بخش اول آن کتاب "کلیله و دمنه" است و بخش دوم شامل اقیانوس بیکران فرهنگ ایرانی - اسلامی است. کتاب دیگر بنده با عنوان «رمزهای کلیدی مدیریت در عصر نوین» است که با آنکه محوریت آن حوزه مدیریت است، اما یک دایره المعارف ۴۰۰ صفحه‌ای مدیریتی دربرگیرنده مسایل روانشناسی، پزشکی و علوم انسانی در حوزه مدیریت است که نگارش آن سه سال به طول انجامید و در سال ۱۳۸۸ و توسط انتشارات هاشمی سودمند تبریز در ۲۰۰۰ نسخه منتشر شد. افزون بر این دو، در سازمان هلال احمر (کتاب کمک‌های اولیه) را تدریس می‌کردم. همچنین تمام اطلاعات موردنیاز در حوزه پزشکی را تحت عنوان «دنیای پزشکی» به نگارش درآورده و به ۲۰ شهر نفتی ایران در دسترس قرار دادم. همچنین در زمینه پزشکی ورزشی و سلامت بانوان اقدام به تالیف جزوات و مقالات کردم که در اختیار فدراسیون پزشکی ورزشی قرار گرفت و تا مورد استفاده ورزشکاران قرار گیرد.

در حال حاضر کتاب جدیدی در دست دارید؟

بله یک کتاب دیگر در دست نوشتن دارم که بعد از نهایی شدن در ان اطلاع‌رسانی خواهم کرد.

اوقات فراغت دوران بازنشستگی چگونه سپری می‌شود؟

اوقات فراغت من بیشتر به انجام امور خیریه، مطالعه کتاب، ورزش و خانه‌داری می‌گذرد، در دفتر کارم، پروژه‌هایی که مربوط به صنعت و تولید کشور است مشاوره می‌دهم. هدف من این است که انشاالله تولید کشور به سمت توسعه و ایجاد شغل منجر شود. همسرم کتابخانه بسیار بزرگی دارد که مرجع بسیار مناسبی برای من محسوب می‌شود هر زمان وقتی پیدا کنم از منابع علمی استفاده میکنم. 

برای بازنشستگان چه توصیه‌های فرهنگی دارید؟

بازنشستگی بهترین زمان برای خودسازی خودشناسی است دیگر زمان مشغله به پایان رسیده و از استرس‌های کاری خبری نیست. از جامعه بازنشستگان درخواست دارم به سلامت تغذیه خود تمرکز کنند، اگر هم دلتنگی سراغشان آمد در نزدیک‌ترین کتاب خانه عضو شوند و سراغ کتاب بروند که کتاب بهترین دوست است.

برای ما بنویسید

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =